ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

یه شروع تازه

1391/5/5 2:01
نویسنده : مامانی
1,015 بازدید
اشتراک گذاری

امروز داشتم تو اشپزخونه ظرف میشستمniniweblog.comو دورادور هوای ثمین رو هم داشتم.تو سالن میچرخید و بیشتر هم طرف کمد تلویزیون میرفت.با اینکه دو عدد بالش گنده جلوی ضبط گذاشتم اما ازشون بالا میره و با دکمه های اون بازی میکنه و به سی دی های ثنا دست میزنه و اگه دیر بجنبی جلد اونا رو عین موش میجوه.niniweblog.comاز سه ماه پیش به باباشون گفتم این شیشه ی کمدرو بنداز.شیشه اماده ست فقط احتیاج به دو تا سوراخ داره.اما کو وقت اضافه ی بابا!!niniweblog.comکجاااا بودم؟!آهان داشتم ادامه ی ظرفهارو میشستم که متوجه شدم صدای ثمین نمیاد.از ثنا که محو تماشای فیلم بود پرسیدم:ثمین کو؟یه نگاه به اطرافش انداخت و گفت نیست!!شصتم خبردار شد که رفته تو اتاق ثنا.دوتائی با هم دویدیم.بهههله!خانومی وسط اسباب بازیها که رو زمین ولو بودن نشسته بود و با ذوق و شوق بازی میکردniniweblog.comیا بهتره بگم اونا رو مزه مزه میکرد.کارمون دراومد.دیگه راه بلد شد.با کمک ثنا مشغول جمع کردن شدیم ومن به ثنا گفتم که فعلا باید چیزای ریز و تیز رو نیاره و نریزه کف اتاق چون خطرناکه.girl_impossible.gifالهی مامانم،اخه ثنا جونم عاشق اینه که با عروسکهای کوچولوش بازی کنه.چاره ای نیست.باید تا وقتی عقل ثمین برسه که نباید هر چی رو بکنه تو دهنش مواظب بود.اینم عکسهای فسقلی در حال کند و کاو:

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (17)

خاله جون
3 آبان 90 18:43
سلااااااااااااااااااااااام همشهری
ازاینکه با یه همشهری دیگه اشنا شدم خوشحالم
داشتم واسه زینب جونی کامنت می گذاشتم که کامنت شما را خوندم وبا اجازه به وبتون سر زدم
بیش ما هم بیایید خوشحال میشیم


منم خرسندشدم خیلیییییییی زیاد


خاله جون
3 آبان 90 18:44
خاله مهتاب
3 آبان 90 20:52
ای جوونــــــــــــــــم
کارت دراومد مامانی


اخ گفتی!بیچاره شدم...
مامان علي خوشتيپ
3 آبان 90 21:20
فدات بشم دختر ناز و كنجكاو و باهوش بووووووووووووووووووووووووووووووووس
طهورا
3 آبان 90 21:21
خانومی...
شرمنده میکنی منو با حرفات عزیزم.
الهی بگردم که نانازمون اینقدر شیطونه.مواظب باش جدی چیز خطرناک نذاره دهنش.
عکسا همه محشر بود مخصوصا دومی.


لطف داری عزیزم
هدا
3 آبان 90 22:30
عزیزم .... ایشالا همیشه سالم و شاد باشن این دو تا وروجک و سایه شما هم همیشه بالای سرشون باشه


ممنونم
خاله جون
3 آبان 90 23:08
از اینکه به این سرعت بیش ما اومدید خوشحال شدم
دلم واسه بوشهر تنگ شده بخوصوص کناردریا&وآبشرین کن(پلاز)
من الان ساکن آبادان هستم ولی همیشه به بوشهر میام چون باباومامانم ساکن اونجا هستن
وهمچنان عاشق این شهر ومردمان خونگرمش هستم



وشما

لطف داری عزیز
عمه نرگس
4 آبان 90 0:29
ثنا جون عمه دیگه کم کم باید اسباب بازی ها تو با ثمین شریک شی نه؟


عمه جون از اولش شریک بودیمD:

خاله محبوبه
4 آبان 90 1:28
elahiiiiiiiiii . qolboonet belam . qadam zadaneto bebinam eshallah
مامان امیرمسعود (خپول)
4 آبان 90 13:01
عزیزم دوست دارم بخورمت.
مامان رامیلا
4 آبان 90 15:50
ای جان خیلی کاراش بامزه است از این به بعد بیشتر هم میشه .
مامی امیرحسین
5 آبان 90 0:28
وای چه دخترای خوشگلی!!!!!!!!یکی از یکی عسل تر.خوش بحالت مامانی !دلم دختر خواست!دخترات خیلی ملوس میشن من جای تو بودم چندتا دیگه می آوردم!شوخی کردما دست به کار نشی!مرسی به وبم سرزدی خیلی وب با سلیقه و منظمی داری.عکساتم با کیفیت و خوشگلن.چطوری اینجوری میشه؟من هر چقدرم عکسم با کیفیت باشه حجمشو که کم میکنم برای وب کیفیتش میاد پایین. من لینکت میکنم خانومی.بخصوص که تو انتخاب آهنگهم سلیقه ایم

پس از حالا خودت رو اماده کن برا بعدی که انشااله دخمل باشه.البته وقتی امیرحسین جون از اب وگل دراومد
مرسی که سر زدین
مامان علي
5 آبان 90 2:44
ثنا جون ديگه از حالا به بعد فكر نكنم ثمين خانم اسباب بازي سالم برات بزاره .
مامان آیلا
5 آبان 90 9:47
ای شیطون چه نشسته و نگاه می کنه آدم می خواتد قورتش بده بلا
مامان آیلا
5 آبان 90 9:51
آفرین به ثنا خانمی که به مامانی کمک می کنه
مامان سام
5 آبان 90 15:23
نازي. بچه ها كنجكاون ديگه ما مامانا هر كاري كنيم ني ني ها با كمال ميل اون كارهايي كه دوست دارن انجام ميدن ديگه ياد گرفتن تو اون شرايط واسشون اصلا كاري نداره
مامان سارا
8 آبان 90 9:02
دلم ميخواد بخولمش